تبليغاتX
عیسی دمی کجاست که احیا کند مرا ؟!

عیسی دمی کجاست که احیا کند مرا ؟!

 

تنها امید من که ناامیده

امید من دوباره ته کشیده

لحظه به لحظه فکر ناامیدی

این لحظات امونمو بریده

 

اون که می گفت با دستای دل من

از قفس بی کسی آزاد شد

چی شد که با گریه من شاد شد

با شبنــم اشک من آباد شد

 

از وقتی رفت یه روز خوش ندیدم

خواستم دلم یه گوشه ای بمیره

خسته شدم چه انتظار سختی!!!

یکی بــیاد جــون منــو بگــیره

قــلب من از تـپیدنـش خستــه شــد

نبضم با ضربه های معکوس مرد

قلب من از خستگی خوابش گرفت

این دل ناامید و مأیوس مـــــرد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم دی 1389ساعت 21:20  توسط نازنین  | 

عشقم، نفسم، عمرم، زندگیم

تولدت مباااااااااااااااااااااااااااارک

تولدت مباااااااااااااااااااااارک

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم مرداد 1389ساعت 0:0  توسط نازنین  | 

 

                                    

 

اگر می دانستی هر لحظه که تو آسوده سر بر بالین و به خواب رفته ای

من به احترامت به تمام جیرجیرک ها می گویم ساکت!

و به عشق تو

تا صبح ستاره های شب زنده دار را به بازی می گیرم

تا برایت خواب های طلایی بسازم

هرگز

هرگز مرا از خواب هاست نمی راندی!!!!

 

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم مرداد 1388ساعت 1:14  توسط نازنین  | 

 

و امروز بعد از یک سال و ۶ ماه

بهترین بهانه برای سلام دوباره

برای زندگی دوباره

دو روز دیگه تولد تنها دلیل زندگی منه

تولد عزیزترینم . . .

  

بهترینم !

تولدت مبارک

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 2:45  توسط نازنین  | 

دیروز، حسین را به ضرب تیغ و سنگ آزردند

و چندی پیش، عیسی (ع) گفت:

خدایا اینان را ببخش

 

چندی پیش، بر سر عیسی (ع) تاج خار نهادند و در کوچه های به راهش انداختند

و دیروز حسین (ع) گفت:

کجاست یاری کننده ای که مرا یاری کند!

 

دیروز، آری همین دیروز، خورشید پیکر حسین (ع) بر بلندای نیزه بود

و چندی پیش، عیسی (ع) گفت:

اینان نمی دانند چه می کنند.

 

چندی پیش، آری چندی پیش، صلیب، عیسی را بر بلندای آسمان کشید

و دیروز حسین (ع) گفت:

پس آزاده باشید.

 

و امروز، زیر چکمه­­­ی اندیشه هایمان، پیکر مظلومان را له می کنیم، سرهایشان را بر
نیزه های نادانی می افرازیم و کف مهربانان را، با میخ های اعمالمان بر صلیب خودخواهی می کوبیم، و خود بر مصائب مسیح (ع)و حسین (ع) می گرییم.

 

ای عیسی ناصری(ع)

بر خود ببال که در جهل ما نبودی

ورنه تو را نیز چو حسین (ع)

مسلمانان بر صلیب می کشیدند.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 0:22  توسط نازنین  |